سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
382
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
رسول خدا ( ص ) فرمود : « كسى كه به ستم مردم مدينه را بترساند ، خداوند او را بترساند و لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم بر او باد ، خداوند در روز قيامت هيچ گونه بخشش و عدالتى را از او نمىپذيرد » . ( 1 ) بخارى از قول حسين بن حريث به نقل از أبو الفضل و او از جعيده از عايشه نقل كرده ، مىگويد : از سعد شنيدم كه مىگفت : رسول خدا ( ص ) مىفرمود : « كسى دربارهء اهل مدينه بدى نمىكند مگر اين كه ( در آتش ) ذوب مىشود مثل ذوب شدن نمك در آب ! » . ( 2 ) مسلم نيز حديثى به همين معنى نقل كرده و در آن حديث آمده است : « كسى به مردم مدينه قصد سوئى نمىكند مگر اين كه خداوند او را در آتش دوزخ ذوب مىكند مانند ذوب شدن سرب » و اختلافى نيست در اين كه يزيد مردم مدينه را ترساند و خانوادهها را اسير كرد اموالشان را غارت كرد و مباح ساخت كه آن را وقعهء حرّه مىنامند ، و علت اين واقعه ، آن چنان كه واقدى ، ابن اسحاق و هشام بن محمد نقل كردهاند آن است كه گروهى از مردم مدينه در سال شصت و دو پس از شهادت حسين ( ع ) نزد يزيد رفتند و ديدند مىگسارى مىكند و با تار و طنبور و سگبازى سرگرم است وقتى كه به مدينه برگشتند دشنام او را علنى كردند و از حكومت خلع نمودند و كارگزار او عثمان بن محمد بن ابى سفيان را بر كنار كردند و گفتند : ما از نزد مردى آمديم كه دين ندارد ، مىگسار و تارك الصّلاة است و با عبد اللّه پسر حنظلهء غسيل ( الملائكه ) بيعت كردند و حنظله بارها مىگفت : اى مردم به خدا سوگند به يزيد خروج نكرديم مگر اين كه ترسيديم سنگ از آسمان بر ما ببارد ، مردى كه با مادران ، دختران و خواهران ازدواج مىكند و مىگسار و تارك الصّلاة است ، فرزندان پيامبران را مىكشد ، به خدا قسم اگر هيچ كس نزد من نباشد هرآينه من به تنهايى براى خدا با او مىجنگم . اين خبر به يزيد رسيد ، مسلم بن عقبهء مرى را با سپاهى بزرگ از مردم شام به جانب ايشان فرستاد و سه روز همه چيز آنها را مباح كرد ، غسيل و بزرگان را كشتند و سه روز ماندند ؛ اموال را غارت مىكردند و هتك ناموس مىنمودند . ( 3 ) ابن سعد مىگويد : مروان بن حكم مسلم بن عقبه را بر مردم مدينه مىشوراند و اين مطلب به يزيد رسيد از مروان تشكر كرد و او را مقرّب ساخت و از نزديكان خود قرار داد و بخشش كرد .